
به مهر توای ماه زیبا قسم
به چهر تو ای مهر رخشا قسم
به اشکی که از دیده ی عاشقی
به دامن چکد لاله آسا قسم
به آن دردمندی که نومیدوار
فروبسته چشم از مداوا قسم
به گم کرده راهی که از کاروان
جدا مانده افتاده از پا قسم
به جانهای از عاشقی بی قرار
به دلهای عشاق شیدا قسم
به آن نا له هایی که بر میکشند
به سوی خدا نیمه شبها قسم
به عمری که در آرزویت گذشت
به دیروز و امروز و فردا قسم
به دلدادگانی پریشان چو من
که در کوی یارند رسوا قسم
اگر می شناسی خداوند را
به ذات خداوند یکتا قسم
که عشقت ز دل رفتنی نیست نیست
به پروردگار توانا قسم....!!!!!!!!!!!!!

او می فهمید..... نیازی به تفسیر نبود.... نه حتی نیازی به کلامی..... او مرا می فهمید... صدایش کردم و کافی بود.... چشمهایش را بست.... می دانستم که می اندیشد.... و من او را دیدم... آن شب... میان ابرها... خودش بود... من... او را .... دیدم... دستم را دراز کردم... و او دست مرا گرفت..... از میان اشکهایم او را دیدم ....
و دریافتم که چه دور بودم... و او چه نزدیک بود
![]()
دلهره هاي دل پاک و ساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخهء خشک پيچک تنهایی
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جزءاون چيزي نمونده

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت من و مايي
نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس
شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی
نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک
کنیم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سرو پايي
نکنيم...

زندگی مال تو
مرگ مال من ![]()
راحتی مال تو
گرفتاری مال من
شادی مال تو
غم مال من![]()
همه دنیا مال تو
ولی تو مال من![]()
![]()
اگه مال من باشی به آرزوهام میرسم ...
اگه مال من باشی تازه میشم ... مثل بهار
همیشه سبزم و عاشق ... به حقیقت میرسم
چه خوبه دل برای عشق تو باشه بی قرار ...
اگه مال من باشی نفس نفس رها میشم ...
اگه مال من باشی پر میکشم به آسمون
روی دیوار تنت یاس و شقایق می چینم ...
خونه رو گل می کارم تا تو بیای به آشیون
اگه مال من باشی ... وای که چه فکرا میکنم ...!
پیش تو میشینم و سر میذارم رو شونه هات ...
دستاتو میگیرم و همش نوازش میکنم
تا بفهمی که شدم عاشق اون بهونه هات !!!
اگه مال من باشی با هم میریم بازم سفر ...
اگه مال من باشی گم نمیشم تو خاطره
با تو من یاد میگیرم کجا برم که دل باشه ...
نمیذارم یاد تو یه لحظه از یادم بره ...!
اگه مال من باشی نمیدونم که چی میشه ...
من فقط اینو میدونم که دوستت دارم تو رو ...
اگه لایقت باشم ... یه روز بشی مال خودم
رو چشام ... روی سرم ... تو رویا میذارم تو رو ...
اگه مال من باشی ... تو خونه مون خدا میاد ...
با تو حاجت همیشه ی من هم روا میشه ...
اگه مال من باشی خوشبو میشن ترانه هام ...
دل توی چشمای ناز تو بازم رها میشه ...!!!

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس ….
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز ….
روز ميلاد…..
روزي كه تو …آغاز شدي!
تولدت مبارک … با بهترین آرزوها … !
چی بنویسم که لایق این روز باشه؟؟؟


هر کس به طریقی سخن از وصف تو گوید
نیـکان به غزلخوانی و راوی به ترانـــــــــه
و من چرا به وبلاگ دلبســـــــتم؟
یادم داد آنچه که نمیدانســـــتم
فراموشم داد که در کجا هســتم
پروازم داد به هر جا که خواسـتم و
لذتم داد که در این زمان هسـتم
تولدت مبارک![]()
![]()
وقت رفتن هدیه ای دادم به تو حرف دل یا تحفه ای دادم به تو
تا که هر وقت دیده ات بر آن فتاد گفته های گفته ام آید به یاد
یاد آن شبها که تا صبح و سحر دوخته بودم دیدگانم را به در
تا بگویم یا که باز آ از سفر یا بمان یا نیز مرا با خود ببر
یاد شیهایی که با اندوه و آه چهره ات آید به یادم گاه گاه
هدیه ام آن قلب و احساس من است هدیه ات آهنگ تب دار من است
هدیه ای زیور شد ست از نام تو ناشکفته غنچه ای در باغ تو
پای آن گل هدیه باشد خار من نام این هدیه بود اشعار من
زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی شيرين
خاطراتی مغشوش
خاطراتی كه ز تلخی رگ جان ميگسلد
ما ز اقليمی پاك
كه بهشتش نامند
بهچنين رهگذری آمدهايم
گذری دنيانام
*** كه نامش پيداست






